• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    Fasson

    die
    Plural: Fassons
    Genitiv: NULL

    ۱. ریخت، فرم، شکل، ترکیب، نوع؛ [مج:] روال، شیوه، سلیقه

    مثال‌ ها:

    به‌روالِ خود

    nach seiner eigenen Fasson

    او یک کمی چاق شده است

    sie ist aus der Fasson geraten

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی