wort dictionary

Beschlag

der
Plural: Beschlag
Genitiv: NULL

۱. بخار (روی شیشه ی پنجره)

۲. روکش

۳. بست

عبارات کاربردی:

(چیزی را) قبضه (ضبط)/ اشغال کردن، صاحب شدن؛ [نیز:] وقت کسی را گرفتن؛ (چیزی) را به خود انحصار دادن

(etwas) in einem Beschlag nehmen, mit Beschlag belegen

۴. نعل