wort dictionary

Beherschung

die
Plural: Beherschung
Genitiv: NULL

۱. سلطه، استیلا، فرمانروایی، حاکمیت؛ تسلط؛ احاطه؛ مهارت؛ اطمینان به نفس؛ اختیار، کنترل، خونسردی

مثال‌ ها:

اختیار خود را از دست دادن، دیگر طاقت نیاوردن

die Beherrschung verlieren